محمد پوریا محمد پوریا ، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره

پوریا امید زندگی مامانی و بابایی

یه دوست جدید

سلام بهانه قشنگم واسه نفس کشیدن و زندگی کردن نمیدونی این روزا که دوباره می رم دانشگاه و تو رو تنها میزارم چقدر دلم واست تنگ میشه تنها که نیستی پیش مامان جونی ولی بازم همه فکرو ذهنم پیشته و دوست دارم خیلی زود برگردم پیشت و هی نگات کنم... عزیزم این روزا که نگات میکنم و با روزای اول مقایسه ت میکنم خیلی فرق کردی از هر نظر چه از نظر هیکل و جسه چه از نظر اخلاق و رفتار و حرکات و صحبت و... وای ی ی ی اصلا باورم نمیشه این دستها همون دستهای کوچولوی همون نوزادیه که روز اول تو دستهام گرفتم واشک ذوق روش ریختم و غرق بوسه هام کردمش و باز هم گذر زمان آینده رو پیش روم میزاره آره عزیزم همون روزی که واسه خودت مرد بزرگی میشی و باز هم باید بهت افتخار کنم....
23 فروردين 1391

سال 1391مبارک

سلام پسر زرنگ و باهوشم اومدن سال نو رو به تو تبریک میگیم عزیزم امیدوارم سال خوب و خوشی رو با همدیگه داشته باشیم و برات آرزوی آینده ای روشن را دارم. این سفره ی هفت سین رو با هم ساعت 12 شب تزیین کردیم که از دست شیطنت های تو همچین هم راحت نبودم. توجه در عکس پایین ساعت یک و نیمه و هنوز تو نخوابیدی از بس که کنجکاوی... و این هم نشون میده که چقدر شلوغ کاری قشنگم واقعا عاشقتم و دوستت دارم. ...
6 فروردين 1391
1